هوای تو
به نام آنکه ابری را می گریاند تا گلی را بخنداند
تاريخ : یکشنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۳ | نویسنده : اسماعیل جلیلی

دوست دارم جستجو در جنگل موی تو را
از خدا چیزی نمی خواهم به جز بوی تو را


دختر زیبای جنگل های آرام شمال!
از کجا آورده دست باد گیسوی تو را؟


آستینت را که بالا داده بودی دیده اند
خلق رد بوسه ی من روی بازوی تو را


چشمهایت را مراقب باش،می ترسم سگان
عاقبت در آتش اندازند آهوی تو را


کاش جای زندگی کردن در آغوشت،خدا
قسمتم می کرد مردن روی زانوی تو را....



برچسب‌ها: ناصر حامدی

تاريخ : پنجشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۳ | نویسنده : اسماعیل جلیلی


درخت و جنگل و رود و کویر در تن تو
پرند و مخمل و تور و حریر در تن تو


تن تو مملکت مهر و قهر و زیبایی ست
چقدر حادثه ی بی نظیر در تن تو!


تن تو صفحه ی شطرنج عاشقان بوده
غم هزار امیر و وزیر در تن تو


پیمبری و شرابی سپید معجزه ات
کشانده است خدا نهر شیر در تن تو


کسی به دانش کشف تن تو دست نیافت
رهاست جاذبه ای چشمگیردر تن تو


تحمل تب تند تن تو آسان نیست
نشسته گرمی مرداد و تیر در تن تو


تو می توانی از این نیز خوب تر باشی
هزار وعده ی امکان پذیر در تن تو...



برچسب‌ها: ناصر حامدی

تاريخ : پنجشنبه پنجم مهر ۱۴۰۳ | نویسنده : اسماعیل جلیلی

جاری شدی شبیه عسل بر زبان من
پیچیده است بوی خوشت در جهان من


محبوب من! به ذکر تو مشغول مانده اند
چشم و دل و سر و لب و دست و دهان من


زیبایی ات ادامه ی زیبایی خداست
افتاده روی ماه تو در آسمان من


لبهای تو دو حبه ی انگور آبدار
کی می شود شراب شوی بر لبان من؟


شاید لبت ادامه ی نهری بهشتی است
سر رفته سرخی لبت از استکان من


تفسیر باغ سیب جهان گونه های توست
کی گونه را حواله دهی بر دهان من؟


باید تو را نشاند و نشست و نگاه کرد
بنشین دمی مقابل من،مهربان من!


وا کن به ناز خمره ی شیر و شراب را
چیزی بگو که مست شود روح و جان من


دستان من به دست تو وابسته مانده اند
تن می دهد به بازی تو بازوان من.....




برچسب‌ها: ناصر حامدی

پیج رنک

دانلود آهنگ