ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ
ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ
ﭼﯿﺰﯼ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﻔﺲِ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﺴﺖ
ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ...
برچسبها: گروس عبدالملکیان
نه !
همیشه برای عاشق شدن ،
به دنبال باران و بهار و بابونه نباش !
گاهی
در انتهای خارهای یک کاکتوس ،
به غنچهای میرسی
که ماه را بر لبانت مینشاند
برچسبها: گروس عبدالملکیان
به شانه ام زده ای
که تنهائی ام را تکانده باشی !
به چه دلخوش کرده ای ؟!
تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟!
برچسبها: گروس عبدالملکیان
و تازه می فهمم
که برف خستگی خداست
آن قدر که حس می کنی
پاک کنش را برداشته
می کشد
روی نام من
روی تمام خیابان ها
خاطره ها
برچسبها: گروس عبدالملکیان
اگــر شعــرهــای مــن زیبــاست؛
دلیــل اش آن اســت
کــه تــو زیبــایــی!
حــالا،
هــی بیــا و بگــو،
چنیــن اســت و چنــان اســت!
اصــلا
مهــم نیســت،
تــو چنــد ســالــه بــاشــی؛
مــن هــمســن و ســال تــو هستــم!
مهــم نیســت
خــانــهات کجــا بــاشد؛
بــرای یــافتــنات کــافــی اســت
چشــمهــایــم را ببنــدم!
خــلاصــه بگــویــم
حالا
هر قفـــلی که میــخواهد
به درگاه خـــانه ات باشـــد ،
عشــق پیچــــکی ست
کــه دیــوار نمــیشنــاســد . . .
برچسبها: گروس عبدالملکیان
