چندی ست اسیر کار و بارت شده ام
در گوشی خود شماره دارت شده ام
آنتن برود، بگو: برو! باکی نیست
من عاشق چشم بی قرارت شده ام
***
با اینکه همیشه بی ریا می گویم
با قــافـیه های آشـنا می گویم
این حس صمیمی ام فرو می ریزد
هر وقت به جای " تو " ، شما می گویم
***
بر خاطره های خسته هی رنگ بزن
با ثانیه های مانده آهنگ بزن
اصلا به کسی چه تازه عاشق شده ای
با نهصد و خرده ای به من زنگ بزن
برچسبها: اصغر اکبری
باید نشست و باز به رویت نگاه کرد
اصلا چه فرق می کند از نو گناه کرد
یک نقطه است روی لبانت که می توان
روزی هزار مرتبه در آن نگاه کرد
آن روز هم که حضرت خالق خودش تو را
بر صفحه ای کشـید و بُـتی دلبخواه کرد
در آن دمید روح خودش را ، از آسمان
قرصی گرفت و روی تو را مثل ماه کرد
شایـد قـلم به نقطه ی آخر رسـیده بود
وقتی گذاشـت نقطه و آن را سیـاه کرد! ...
این نقطه نیست ، نه! که خدایی مصوّر است
"خالـ" ـی که بوسه های مرا سر به راه کرد !
برچسبها: اصغر اکبری
