هوای تو
به نام آنکه ابری را می گریاند تا گلی را بخنداند
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۶ | نویسنده : اسماعیل جلیلی

 

زیبایی من کار دستم داده , میدانم

تک بیت نابی حک شده بر پشت نیسانم

 

یک روز من هم بوده ام در اوج اما آه

از عرش بر فرش آمدم , همزاد بارانم

 

ورد زبان هر کس و ناکس شدم افسوس

شادند و می خندند بر چشمان گریانم

 

هر کس که دورم زد فقط روی خوشم را دید

تندیس لبخند زنی در کنج میدانم

 

سر در گمم مثل کتابی در کف باد و

در تو خلاصه میشود آغاز و پایانم

 

از من نرنج , این دوری از بخت بد ما بود

چون سایه ی من هستی و از تو گریزانم

 

در کاخم اما در دلم شوق وطن دارم

اینجا عزیز ام , آری اما فکر کنعانم

 

غیر از تو از هر قید آزادم ولی تنها

با یاد تو سر می کنم در کنج زندانم
 

 

با تو چشیدم طعم خوب زندگی را عشق!

اما پشیمانم پشیمانم پشیمانم


برچسب‌ها: وجیهه جامه بزرگی

تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۵ | نویسنده : اسماعیل جلیلی

 

 

خاطرات کهنه اش بغض "بنانم" را شکست

اشتیاق بوسه اش قفل لبانم را شکست
 

 

آمد و درتک تک سلولهایم جان گرفت

وقت رفتن بند بند استخوانم را شکست
 

 

درپی اش دل را به دریاها زدم اما دریغ

دست طوفان ، قایق بی بادبانم را شکست
 

 

سخت بالا رفتم ، اما ، ساده خوردم برزمین

عابری سربه هوا زد ، نردبانم را شکست
 

 

باغبانی تکیه گاهم را برید و بعد ازآن

بادی آمد ساقه ی ترد و جوانم را شکست
 

 

درد من ، تنها خماری نیست ، ازآن بدتراست

ساقی آمد سمتم اما ، استکانم را شکست


برچسب‌ها: وجیهه جامه بزرگی

پیج رنک

دانلود آهنگ