هوای تو
به نام آنکه ابری را می گریاند تا گلی را بخنداند
تاريخ : شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ | نویسنده : اسماعیل جلیلی

 

نشسته برف پیری روی مویت  دلم می­خواست تا باران بگیرد

تنت از خستگی خرد و خمیر است  بیا تا خانه بوی نان بگیرد

 

بهـــــاران از تو تصویـــری ندارد ، پــدر ، پاییـــــز تقصیـــری ندارد

نمی­خواهم که در این فصل غربت ، دل پرمهــرت از آبان بگیرد

 

 غریب و خسته و بی سرپناهم  سیاه است آسمان بختگاهم

برای برگ های زرد عمـــــرم  بگـــو جنگل حنــابندان بگیــــرد

 

 پدر، اندوه در دلهــا زیاد است  سرِ راه تو مشکل ها زیاد است

بگو کی می­رسد از راه آن روز  که بر ما زندگــی آسان بگیرد

 

خدا قوت... نباشی خسته­ای ماه  از این دنیای تاریک و پر از آه

خدای یوسفِ افتـــاده در چاه  تقاصت را از ایــن زندان بگیرد..

 

خدا را شکر اگر امروز غم هست حرم هست و حرم هست و حرم هست

خودت گفتی به من ، امکان ندارد  دل سادات در ایــران بگیرد


برچسب‌ها: سیده تکتم حسینی

پیج رنک

دانلود آهنگ